۱۳۸۹ دی ۱۵, چهارشنبه

وقتی از فوتبال حرف می زنیم...


 

مصاحبه آخر مجید جلالی با گل حرف های به شدت دلچسبی درونش داشت که آدم رو خوشبین می کرد که بالاخره کسی هست که فوتبال رو از زاویه تنگ قهرمان شدن نبینه و ازهمه جالب تر برای من مثال آوردن از آرسن ونگر بود که فکرشم نمی کردم انقدر بتونه فکر بازی داشته باشه. دراین شکی نبود که آرسن ونگر همیشه بهترین تیم جوون دنیا رو داره اما اینکه کسی تو اون ور دنیا فقط به هدف فکر نمی کنه و به راه هم فکر می کنه برام عجیب و جالب بود.(البته همین مربی چند وقت پیش مورد طعن مورینیو قرار گرفت که دیگه تیمت جوون نیست و این ادا ها همش برای پوشوندن شکستاشه! الحق که نفهمه این مورینیو بعضی وقت ها)تا جاییکه من از جامعه ی غربی برداشت می کردم اینکه اون ها بخوان مثلن، بازی زیبا و شکست خورده بودن رو با هم داشته باشن غیر قابل تصور بود. اما تئوری نتیجه گرایی و آماده خوریشون به نظرم برام نقض شد. چون تو همون اروپا و آمریکا هم کسایی برای روح یک چیز ممکنه بجنگن نه صرفن ظاهر و نتیجه یک چیز. مثلن هلند هم می تونه نمونه خوبی باشه. فوتبالی که جلالی ازش حرف می زنه و تقریبن همه از اون میگن واقعن اوج روح ورزشه! نه نتیجه گرایی حاد توش هست مثل برزیل 2002 . نه هدف وسیله رو توجیه می کنه ی آلمان غربی !74

اصولن تئوری هایی که ما در مورد غرب داریم گاهن توهمی بیش نیست. هر چند که تفکر لیبرال تفکر شدیدن قابل انتقادیه . اما به هر حال آدم های خیلی خوبی هم پیدا میشن که هدف براشون به هر شکلی وسیله رو توجیه نمی کنه. همین هدف وسیله رو توجیه می کنه 90 درصد(بی شک) گناه های ما رو تشکیل می دهند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر